آرش

نوشته های آرش فهیم درباره فرهنگ، هنر و سینما

گاهی به فیلم «هجرت؛ خدایان و پادشاهان»

پیامبرکُشی برای هویت‌سازی صهیونیسم

نمایش فیلمی درباره حضرت موسی(ع) در هالیوود، آن هم با فاصله اندکی از اکران پرحاشیه فیلم «نوح» گویای آن است که هالیوود برای پیامبران الهی برنامه دارد. هر چند، تخریب وجهه و چهره رسولان الهی در سینمای آمریکا، جریان مسبوق به سابقه ای است، و آثار مشهوری چون «آخرین وسوسه مسیح» و «رمز داوینچی» مصداق های این رویکرد در هالیوود است و نشان می دهد که آن ها حتی به پیامبر خود نیز رحم نمی کنند، چه رسد به دیگر مردان الهی تاریخ! اما این روزها همزمان با اهانت های زنجیروار به نبی مکرم اسلام (ص) در مغرب زمین، ظهور و بروز فیلم های پی در پی در هجو انبیا نمی تواند یک اتفاق یا تصادف باشد. به ویژه اینکه می بینیم، در این فیلم ها موتیف ها و نقش مایه های مشترک فراوانی به کار می رود.

«هجرت: خدایان و پادشاهان» به کارگردانی ریدلی اسکات جدیدترین محصول سینمای آمریکا در تصویر و تصورسازی از پیامبران است. این فیلم ، به حضرت موسی (ع) از دوران قبل از نبوت و زمانی که ژنرال ارتش فرعون بود تا کهنسالی می پردازد. نخستین ویژگی مشترک این فیلم با «نوح» در مضمون آخرالزمانی آن است. فیلمی که تحت تأثیر وقایع روز جامعه جهانی درباره نابودی نسل بشر در أثر خشم خداست.

«هجرت...» در مقایسه با سایر فیلم های هالیوودی با محوریت پیامبران، نازل تر است و تنها به جلوه های ویژه عظیم و صحنه های نبرد، متکی است. به طوری که خلاء وفاداری به حقیقت و فیلمنامه خوب در این أثر محسوس است. داستان فیلم، تخت و فاقد فراز و نشیب دراماتیک است. شخصیت های فیلم نیز همه کلیشه ای و به دور از خلاقیت هستند. رامسس و اطرافیانش، همان سیاستمدران مکار همیشگی هستند و حضرت موسی(ع) چه قبل و چه بعد از نبوت، سیمایی چون دیگر اسطوره های هالیوودی دارد. فیلمنامه فیلم هم به قدری پیش پا افتاده است که مثلا، معلوم نیست موسی در دوران پیامبری و با ظاهری ژنده و با لباس هایی مندرس چگونه به مقر فرعون راه می یابد و شمشیر بر گلوی او می گذارد و  تهدیدش می کند؟!

محورهای کلی داستان فیلم، همان ماجراهای معروفی است که در تاریخ و متون مقدس آمده است. اما بسیاری از جزئیات و همچنین سرانجام فیلم، تحریف آمیز است. تحلیل این تحریف ها، کار متخصصان علوم دینی و تاریخی است و شرح آن نیز در این نوشتار نمی گنجد. اما بیان این نکته کافی است که فیلم ریدلی اسکات، یک تطهیر همه جانبه از جریان یهودی صهیونیستی است. آنچنان که روایت فیلم، در راستای معرفی این جریان به عنوان قوم برگزیده خداوند ترسیم شده است. به طوری که در ابتدای فیلم گفته می شود: "عبری ها (قوم بنی اسرائیل) به مدت 400 سال برده مصر بودند. آن ها در تمام این مدت سرزمین مادری و خدای را فراموش نکرده بودند. خدا هم آن ها را فراموش نکرده بود."

در تمام طول فیلم، عبری ها به عنوان انسان هایی رنجبر و مظلوم معرفی می شوند که تحت ظلم و ستم فرعونیان قرار دارند، اما خدا همواره یار آن هاست. به طوری که در فیلم ادعا می شود به دلیل ستم های مصری ها بر عبری ها، خشم خدا برانگیخته می شود و این سرزمین دچار یک وضعیت تراژدیک آخرالزمانی می شود! در فیلم می بینیم که موسی از رامسس دوم (فرعون زمان) می خواهد که از استثمار عبری ها دست بردارد. اما رامسس نه تنها به بردگی عبری ها ادامه می دهد که هر روز تعدادی از بنی اسرائیل را به دار می آویزد تا محل اختفای موسی را فاش کنند. در نتیجه این عمل رامسس دوم، باد و طوفان های تخریب کننده به وجود می آید، حشرات و حیوانات به مصری ها حمله می کنند و انواع زخم و بیماری ها آن ها را در بر می گیرند. حتی در بخشی از داستان فیلم، کودکان و نوزادان مصری، همه به اذن خداوند کشته می شوند، اما بنی اسرائیل از همه این بلاها در امان می مانند! کودک کشی، یکی از موتیف های مشترک فیلم «هجرت...» با «نوح» است. در آن فیلم هم ادعا می شود که نوح، به أمر خدا مجبور است نوه های خود را بکشد تا نسل بشر ادامه پیدا نکند و ظلم و ستم از زمین پاک شود! این بار هم در فیلم «هجرت...» روایت می شود که موسی از خدا می خواهد برای تنبیه مصری ها همه فرزندان آن ها را بشکد! به کارگیری نقش مایه قتل کودکان در فیلم های تاریخی هالیوود در شرایطی رخ می دهد که سرمایه گذاران و نظریه پردازهای شریک در تولید این فیلم ها، خودشان جزو دستگاهی هستند که به کودک کشی متهم هستند؛ از عراق و افغانستان گرفته تا فلسطین و لبنان و حالا یمن.

اما تحریف اصلی فیلم «هجرت...» در سکانس پایانی فیلم دیده می شود. برخلاف تاریخ که قوم بنی اسرائیل به پیامبر خودشان خیانت می کنند و از مسیر کلیم الله منحرف می شوند، این فیلم مدعی عاقبت به خیری این قوم است؛ آنجا که در نمایی تمثیل آمیز، فرشته واسط میان موسی و خدا همراه با اسرائیلی هاست و عبری ها، موازی با مَلِک، به حرکت خود ادامه می دهند. این تحریف ها و ادعاها در اوضاعی به تصویر کشیده شده اند که پس مانده های آن قوم، روزگار بی آبرویی را می گذرانند و به قومی جنایت پیشه در افکار عمومی جهانیان تبدیل شده اند.

ضمن اینکه چهره حضرت موسی(ع) نیز در این فیلم از مقام یک پیامبر الهی به یک قهرمان مرسوم و معمول در فیلم های اکشن هالیوودی، نزول یافته است. شخصیتی مشابه گلادیاتورها که بیشتر وجهی زمینی دارد تا آسمانی. تصویر موسی در این فیلم، در ادامه ترویج تصورات اومانیستی و سکولار درباره انبیای الهی است. در این فیلم هم موسی، فاقد جنبه ای معنوی و استعلایی است و همچون پیامبر جعلی فیلم «نوح» مردی نیمه دیوانه معرفی می شود. در سکانس پس از بعثت موسی به رسالت الهی، درست پس از وحی شدن به موسی، همسرش بر بالین او به وی می گوید که به سرش ضربه خورده است! همسان سازی بعثت یک پیامبر با بیماری و ضربه دیدن سر او، مضحکه این فرایند الهی در فیلم اخیر ریدلی اسکات است.

حضور بازیگری به نام «بن کینگزلی» هم به عنوان یکی از قهرمان های این فیلم، تأمل برانگیز است. او یکی از بازیگران ثابت فیلم هایی با درونمایه ضدایرانی-ضداسلامی است. همچنان که به کارگیری دو سه دقیقه ای بازیگر ایرانی به عنوان همسر فرعون هم یک انتخاب غرض ورزانه بوده است. نگاه نژادپرستانه هالیوود، این بار در یک فیلم تاریخی تراوش یافته است؛ در سکانس سوءقصد به جان موسی در بیابان، تروریست ها، یکی ظاهری ایرانی-عربی دارد و دیگری سیاهپوست است!

آئین پیامبرکُشی صهیونیست ها، این بار در فیلم «هجرت: خدایان و پادشاهان» اجرا شده است، اما این بار برای هویت بخشی به صهیونیسم!

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٥
تگ ها :