آرش

نوشته های آرش فهیم درباره فرهنگ، هنر و سینما

نگاهی به سریال پایتخت 4

منتظر پایتخت 5 هستیم
سریال «پایتخت 4» -به رغم برخی از ضعف‌ها- اما به‌طور کلی می‌تواند الگویی برای جریان سریال‌سازی در ایران باشد. این مجموعه تلویزیونی در هر چهار فصل خود، مطابق با روال سریال‌سازی در جهان رسانه‌ای امروز، دوگانه جذب مخاطب به عنوان ابزار، و تلقین پیام‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی به عنوان هدف را به خوبی رعایت کرد. هرچند فصل چهارم این سریال، دچار نوعی خلأ داستانی بود و سیروس مقدم و محسن تنابنده و همکارانشان در تولید این سریال، با روش‌های «ناپلئونی» این فضا را پوشش می‌دادند. مثلا، در هر قسمت، بخش زیادی از فضای سریال به گشت و گذار در جاده‌ها و مناطق سرسبز شمال اختصاص می‌یافت. 
اما چرا با وجود این ضعف، باز هم سریال «پایتخت» این همه محبوب است و آن را دوست داریم؟
واقعیت این است که جریان سریال‌سازی در همه سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ مغرب و مشرق زمین، پیرو یک الگوی نرم افزاری مشترک است. این الگو را می‌توان به یک هرم تشبیه کرد که دارای سه سطح است و هر سطح، از سطح زیرین خود تبعیت می‌کند. زیربنا یا قاعده این هرم، ایدئولوژی است.سطح دوم یا بنای میانی هرم سریال‌سازی که بطور مستقیم از ایدئولوژی متابعت می‌کند، سبک زندگی است. رأس این هرم هم که برآیند دو لایه زیرین شناخته می‌شود، سرگرم‌سازی است که در قالب درام، داستان و جذابیت‌های تصویری خودنمایی می‌کند. این الگوی هرم وار، در ساختار همه سریال‌های مشهور و پربیننده شبکه‌های تلویزیونی دنیا قابل شناسایی است. مشکل اصلی فرایند تولید سریال در ایران، دور بودن از چنین الگویی است. سازندگان سریال‌ها چه در صداوسیما و چه در شبکه نمایش خانگی، هنوز به متابعت از این سیستم نرم افزاری کارآمد و انسجام بخش باور نیافته یا اگر باور دارند، عمل نمی‌کنند. یعنی اغلب سریال سازها، بدون در نظر گرفتن دو سطح مقدماتی (ایدئولوژی و سبک زندگی) بطور مستقیم به سراغ درام و داستان می‌روند. نتیجه این می‌شود که بسیاری از سریال‌های ایرانی دچار آشفتگی و تناقض‌های فراوان در ساختار و محتوا هستند.
«پایتخت» از معدود آثار سریالی تلویزیون ماست که از این استاندارد جهانی پیروی می‌کند. این مجموعه، تنها به کمدی و سرگرم کردن مخاطب محدود نیست، بلکه چکیده‌ای از همه رسالت‌های برعهده صداوسیما در آن دیده می‌شود. هر چهار قسمت «پایتخت» حول چند محور محتوایی ثابت شکل گرفتند؛ مضامینی چون تقدیس آداب و ارزش‌های دینی و مذهبی، دفاع از نظام خانواده و تحکیم روابط میان خویشاوندان، بیان مشکلات اجتماعی مردم بدون افتادن در پرتگاه اغراق گرایی و سیاه نمایی، بازنمایی آداب و نشانه‌های فرهنگ بومی (مثل استفاده از موسیقی محلی)، تکیه بر امید برای غلبه بر بحران ‌ها و القای پیام‌هایی درباره مسائل روز جامعه و ...
نکته مهم این است که «پایتخت4» از نمایش مستقیم شعائر مذهبی هیچ ابایی ندارد. این سریال با ویژگی هایی چون احترام به پدر و مادر، بهره بجا و هوشمندانه از نمادهای مذهبی، ترسیم زندگی ساده اما زیبای ایرانی، اشاره نقادانه به مشکلات اقتصادی مردم و البته استفاده از کمدی بدون غلطیدن در ابتذال، توانست برخی از ضعف‌های ساختاری و روایی خود را محو کند و بینندگانی از هر طیف و سلیقه را مجذوب خود نماید. سریالی که یک أثر کاملا ملی است که به جای تقلید از منابع بیگانه، جاذبه خود را از متن فرهنگ و زندگی روزمره مردم عادی سرزمین خودمان وام می‌گیرد. جاذبه‌ای که برخی از کمبودهای این سریال را به ویژه در زمینه فیلمنامه جبران کرده است.
سریال «پایتخت» علاوه بر برخورداری از همه این شاخصه‌ها، یک ویژگی ممتاز و متمایز دیگر هم دارد؛ قهرمان سازی. یکی از مشکلات سینمای ما طی سال‌های اخیر، بی‌توجهی به قهرمان پردازی در آثار بوده است. از مهمترین عوامل مخاطب گریزی سینمای ما هم همین فقدان قهرمان بوده است. این درحالی است که حلقه رابط میان عامه مردم و آثار سینمایی، شخصیت‌های قهرمان هستند. مردم معمولا نام فیلم ‌ها را بیش از آنکه با کارگردان هایشان بشناسند، به اسم قهرمان‌‌های آنها به یاد می‌سپارند. عامل و محور اصلی سرپا ماندن هالیوود، به تصویر کشیدن اسطوره‌ها و قهرمان‌های خیالی و قلابی بوده است. سریال «پایتخت» هم یک أثر قهرمان محور است. منتها این بار به جای اینکه شخصیت‌های خارق العاده و یا اسطوره‌های ملی و افسانه‌ای مایه قهرمان‌پردازی باشند، این مردم عادی و معمولی هستند که به حد قهرمانی می‌رسند. به‌طور مثال، در «پایتخت 3» نقی در جامه یک کشتی گیر پیشکسوت، تبدیل به یک قهرمان ملی می‌شود. این بار هم نوبت همسر او هما سعادت شده تا در انتخابات شورای شهر، پیروز شود و در نقش یک قهرمان در سطح شهر و جامعه پیرامون خودش خودنمایی کند. این یک مفهوم متعالی و انقلابی است؛ همه مردم این سرزمین، قهرمان هستند. حتی معمولی‌ترین آدم‌ها هم!
اما اصلی‌ترین عامل «مهم» بودن «پایتخت 4» تبلیغ بی‌محابا و تند این سریال در حفاظت از محیط زیست است. متأسفانه طی سال‌های اخیر، با افزایش ساخت و ساز در مناطق مختلف، طبیعت رو به اضمحلال است. یکی از عوامل افزایش ریزگردها در هوای کشورمان در این سال‌ها، از بین رفتن بافت گیاهی و جایگزین شدن آهن و سیمان به جای درخت و سبزه بوده است.
تولید و نمایش سریال «پایتخت 4» یک اقدام هوشمندانه از سوی صداوسیما ارزیابی می‌شود. در این شرایط که صداوسیما به خاطر قطع بودجه از طرف دولت، با مشکلات مالی فراوانی مواجه است، به کارگیری روش‌هایی که بتوانند در حداقل زمان ممکن و با صرف کمترین میزان سرمایه به نزدیک‌ترین و ساده‌ترین نتیجه ممکن منجر می‌شوند، بهترین انتخاب است. علاوه بر این، انتخاب برنامه‌های مهم و پربیننده همچون «پایتخت» که اکثریت قریب به اتفاق مردم را به تماشای خود می‌نشانند، بهترین فرصت برای ابلاغ مسائل مهم و حیاتی ملی است. از این منظر، «پایتخت 4» کار بزرگ و قابل تحسینی را انجام داد و توانست در خلال ایجاد شادی و نشاط و همچنین نمایش ارزش‌های فرهنگی، در زمینه حفظ محیط زیست و مبارزه با ساخت و سازهای غیرمجاز نیز فرهنگسازی نماید. 
بنابراین شبکه یک سیما از هم اکنون باید برای تولید فصل پنجم برنامه‌ریزی کند. منتظر «پایتخت 5» هستیم.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٧
تگ ها :